پيام دوستان
+
روز اول عيد ....
منم همراه ابرهاي بهاري بودم ...
گاهي طوفاني
گاهي گريان
گاه ساکت ومغرور
انديشه نگار
04/1/6
+
بهار، آغاز رويش است؛
نه فقط براي آنکه در آغاز مسير است،
بلکه براي هر جوياي حيات که فرصتش به تاراج زمستان سوخته و اکنون، در تمناي رويشي دوباره است.
باز ريشه دواندن،
باز باليدن،
برگ و بار آوردن.
گوارايتان بازشکوفايي و بازرويش.
روزهايتان، پر روزي و اوقاتتان پربرکت باد.

سايه سادات ツ
04/1/5
پيام رهايي
03/12/27
1 فرد دیگر
9 فرد دیگر
+
همايش پارسي بلاگ طي سالهاي دور از تحريم @};- :) @};- کسي از اشخاص داخل عکس اينجا هست ؟ :)





انديشه نگار
03/12/26
من و عکس گذاشتن يهويي :D زمان برگزاري همايش من وبلاگ داشتم اما بيشتر توي پرشين بلاگ فعال بودم و سالها خبر از تالار گفتگوي پارسي بلاگ نداشتم :)
{a h=setarehab}ترخون بانو{/a} همچنين شما هم سالم باشيد @};- اينها همان قديمي هايي هستند که اکنون اينجا نيستند ، بنظرم بيشتر اهل تهران باشند و مناطق نزديک به تهران و احتمالا بيشترشان زياد هم اينجا ادامه ندادند .
اودسان
03/12/24
+
[تلگرام]
*«نگارا از عجم مهمان نميخواهي؟»*
دلي آشفته و حيران نميخواهي؟
خدا را شکر...نوکر کم نداري، ليک
غلام و نوکر از ايران نميخواهي؟
براي اينهمه زوارِ دربارت
مگر شاها بلا گردان نميخواهي؟
به خيلِ کاروانِ اربعين امسال
سياهي لشکر و اعوان نميخواهي؟
براي مرهم زخم دل زينب
دو ديده از غمت گريان نميخواهي؟
...
به پيش پاي زينب، آن زماني که
ميايد از سفر، قربان نميخواهي؟
خلاصه...اربعين نزديک و ره بسته
«نگارا از عجم مهمان نميخواهي؟»
#اربعين
#امام_حسين عليه السلام
اودسان
03/12/24
+
فرهنگ از خانهها شروع ميشود، ريشه ميگيرد، و منتشر ميشود.
چقدر زيباست خانههايمان را به مناسبت #رمضان تزئين کنيم، ريسه و بادکنک و چراغ بزنيم،
به هم و خصوصا به بچهها هديه بدهيم (نه فقط براي روزه گرفتن، بلکه براي حلول رمضان) و تمام رمضان را جشن بگيريم.
رمضان را هرطور نگاه کنيم زيباست. خاطرههاي زيبا بسازيم @};-
اودسان
03/12/24
#رمضان يکي از زيباترين ايام، نه فقط در کشورهاي اسلامي، که در تمام کشورهايي است که مسلماني آنجا زندگي ميکند. سراسر ماه، محلههاي مسلماننشين پر از چراغاني و ريسه و آمد و شد هستند. بازارچههاي متعدد شبانه که بعد از ساعت افطار باز ميشوند و تا نيمههاي شب فعالند
پر از غذاها و شيرينيهاي خوش عطر و رنگ محلي. تمام خانهها حتي يک فضاي کوچک از آن، تزئين ميشود و همه به هم شادباش ميگويند. چقدر اين جلوهها زيبا و خاطرهانگيزند و چقدر در ذهن کودکان ماندگار و دلانگيز.
عارفانه هاي يک دوست
03/12/24
لذت بردم از خوندن دلگويه ات .. انگار همون روزها و همون سالها رو باهات زندگي کردم.. تو ذهنم مجسم ميکردم اون روزهاي سالهاي دانشجوييت تو کشوز استاليا ( البته اگه اشتباه نکرده باشم) و چقدر خوشحال شدم با اين وجود ، همچنيان مقيد و متعهد و پايبند بودي و موندي@};-
اميدوارم هميشه و همه جا خدا همه جوره ياورت باشه.. من هيچ وقت در ارزشمند بودنت ترديد نداشتم ...خدا حفظت کنه زاهده جانم:-) @};-
به ياد اين سخن مولانا افتادم: دانه چون اندر زمين پنهان شود
سِرِّ او سرسبزي بستان شود
زَرّ و نقره گر نبودندي نهان
پرورش کي يافتندي زير کان. تا دانه زير خاک نرود وسختي ها وفشارهاي خاک را تحمل نکند هيچ وقت سبز وزيبا نخواهد بود يا طلا و نقره که از معادن و فلزات گران قيمت هستند چنين،دانه وجود آدمي هم چو دانه تا سختي ها ومرارت هارا تحمل وتجربه نکنداستعدادهاي دروني او سرسبزوبارور نمي گردد.
عارفانه هاي يک دوست
03/12/24
+
طناب بي دار
دود تلخ سيگار ، تيره کرده ديوار
کودکاني بيمار ، رفته رنگ از رخسار
چهره ها افسرده ، خنده سرد و مرده
اعتياد از خانه ، روشني را برده
مي خرامد چون مار ، در نفسهاي هر بار
حلقه هايي از دود ، چون طناب بي دار
خالي و بي فرياد ، در گذر با هر باد
مردن تدريجي ، سرگذشت معتاد
عشق هر دردانه ، حرم امن خانه
در فضايي مسموم ، امنيت بيگانه
اي که خود آزاري ، دود هر سيگاري
افکني در خلقت ، چون طناب داري
آه
mariii
03/12/19

آه از اين بيماري ، مردن تکراري ، همنفس با هر دم ، توي رگها جاري . مردمان هشيار ، زين حديث تکرار ، از ته دل دارند ، نفرتي از سيگار ... اين ترانه را آهنگ ساخته ام و چند سال قبل در وزارت ارشاد به تصويب رسيده است .
يادم هست يک بار که براي صرفه جويي در آب بود يا مطلب ديگري بارها با دفتر معاون صدا و سيما ارتباط گرفتم و البته نامه اي هم در آن مورد نوشته بودم تا آخر يکي از منشي هاي دفتر گفت آقاي راوندي اينها معلوم نيست دارند چکار ميکنند انگار ميخواهند مملکت را بر باد فنا بدهند و فرار کنند شما اينها رو ول کن و برو دنبال زندگي خودت .
+
اين فيد را ميزنم. در تاريخ 1400/1/26 بعد از اولين افطاري که در ماه رمضان خوردم.توي جايي که براي اولين بار دست به قلم که نه به کيبرد بردم. توي جايي که لذت بخش ترين ماه رمضون هاي مجازي زندگيم رو با واقعي ترين آدم هاي مجازي زندگيم صحبت مي کردم. هم توي عمومي و هم براي من نوجوون اون روزا يکم توي خصوصي. تو مُردي پارسي بلاگ و هيچ اميدي به احيايِ تو با آدماي قديمي نيست! ولي هنوزم خيلي دلم برات تنگ ميشه.
هما بانو
03/12/19
+
جاي تمام کاربر هايي که نيستند خالي !
دلم براشون خيلي تنگ شده
حتي بعضيا که باهام مشکل داشتن يا ميگفتن ازم بدشون مياد
ديشب داشتم پيام خصوصي هام رو ميخوندم
خيلي از خاطرات برام زنده شده
خاطرات چندين سال زندگي در دنياي مجازي
با بعضي از کاربر ها هيچ ارتباطي جز اين پيام رسان نداشتيم
حيف شد.
کاش نميرفتن.
هما بانو
03/12/19
1 فرد دیگر
16 فرد دیگر