حکایت
از کتاب «حَبلُ المَتین» نقل است که «میر مُعین الدّین اشرف» که یکی از صُلَحاء خُدّام روضه رضویّه - عَلی ساکِنِها آلافُ السَّلامِ وَ التَّحِیَّةِ - بوده نقل کرده که در خواب دیدم که در دارُ الحُفّاظ یا کِشیک‌خانه مبارکه هستم و بیرون آمدم از روضه مُتَبَرّکه به جهت تجدید وضوء ، پس چون به صُفّه میر علی شیر رسیدم ، جماعت بسیاری را که داخل در صحن مطهر شدند دیدم و در جلو آنها شخص نورانی ، خوش صورت ، عظیم الشأنی بود ، و در دست جماعتی از آن اشخاص که پشت سر او بودند کلنگها بود ، پس همینکه به وسط صحن مقدس رسیدند آن بزرگ که در جلو آن جماعت بود به آنها فرمود که بشکافید این قبر را ، و بیرون بیاورید این خبیث را - و اشاره کرد به قبر مخصوصی - پس چون شروع کردند به کندن قبرش ، از شخصی پرسیدم که این شخص بزرگوار - که امر می‌فرماید - کیست؟ گفت : حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام است .
پس در این حال دیدم که امام ثامنِ ضامن ، حضرت امام رضاعلیه السلام از روضه مبارکه بیرون آمد و خدمت حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام رسید و سلام کرد . آن‌حضرت ردّ سلام نمود .
پس امام رضاعلیه السلام عرض کرد که ای جَدّاه! از شما مسئلت و خواهش می‌کنم که عفو بفرمایید از این شخصی که در اینجا مدفون است و به من تقصیر او را ببخشید . فرمود : که می‌دانی این فاسقِ فاجر ، شُربِ خمر می‌کرد؟ عرض کرد : بلی لکن وصیّت کرد در وقت مرگ خویش که او را در جوار من دفن کنند . پس ما امیدواریم از شما که عفو بفرمایید از او . فرمود : به تو بخشیدم تقصیرات او را .
پس تشریف برد آن حضرت و من از وحشت بیدار شدم و بیدار کردم بعض خدّام آستانه مبارکه را و آمدیم به همان موضع که در خواب دیدم؛ دیدیم که قبر تازه‌ای است و بیرون ریخته شده است قدری از خاک آن . پس پرسیدم که صاحب این قبر کیست؟ گفتند مردی از اتراک است که دیروز در اینجا دفن شده است(164 ) .
فقیر گوید که در حکایت تشرّف حاج علی بغدادی به خدمت امام عصر - ارواحناه فداه - و سؤالات او از آن حضرت نقل شده که گفت : گفتم به آن حضرت ، سیّدنا! صحیح است که می‌گویند : هر کس زیارت کند حضرت حسین‌علیه السلام را در شب جمعه ، پس برای او امان است؟ فرمود : آری واللَّه! و اشک از چشمان مبارکش جاری شد و گریست . گفتم : سیّدنا! مسألةٌ؟ فرمود : بپرس؛ گفتم :سنه (1269) حضرت امام رضاعلیه السلام را زیارت کردیم و در ورود ، یکی از عربهای شروقیّه را - که از بادیه نشینان طرف شرقی نجف اشرفند - ملاقات کردیم ، و او را ضیافت کردیم و از او پرسیدیم که چگونه است ولایت رضاعلیه السلام؟ گفت : بهشت است؛ امروز پانزده روز است که من از مال مولای خود حضرت رضاعلیه السلام خورده‌ام چه حدّ [حقّ دارد مُنکَر و نَکیر که در قبر ، نزد من بیایند؛ گوشت و خون من از طعام آن حضرت روییده در مهمانخانه آن جناب .آیا این صحیح است ، علیّ بن موسی الرّضاعلیه السلام می‌آید او را از منکر و نکیر خلاص می‌کند؟ فرمود : آری واللَّه! جدّ من ضامن است(165) .



نظر بدهید

لینک ثابت - نوشته شده توسط عبدالله افشاری در یادداشت ثابت - سه شنبه 94 تیر 3 ساعت ساعت 1:33 صبح